تبلیغات
خرده گرافیت - یاسینگان 90

تاریخ:14 اسفند 90-12:12 ق.ظ

یاسینگان 90


     هر سالی که میاد و میره روزای خوب زیادی داره ، مثلن روزایی که یهو یه خبر خوب انقدر بهت حال میده که یه روز ، یه هفته یا شاید یه سال کوکت می کنه ، امسال ازین روزا زیاد نداشتم ، خبر خاصیم نبود که بخواد خیلی بهم بچسبه و یا زندگیمو با چالش جدیدی روبرو کنه.
     یه دسته دیگه روزایین که خبر خاصی توشون نیست ولی تو اون روزو مهم می کنی یعنی تصمیمی میگیری یا کاری میکنی که مهم میشن و تو دفترچه خاطراتت ثبت . مثلا امسال روزی که با جدیت تصمیم گرفتم برم کلاس سنتور ،روزی بود که مهمش کردم و همیشه یادم می مونتش.
     یه سری دیگه هم هستن که تناوبین یعنی هرسال میدونی در فلان تاریخ خبریه و خودتو براش آماده می کنی مثله تولد ، سالگرد ازدواج یا ...
جشن یاسینگان مهمترین اتفاق تناوبیه زندگیه منه که هر سال بدون اینکه فک کنم بزرگ شدن باید مانعش بشه به فراخور زمان برگذارش کردم ، البته که از مهمترین افرادی که در برگزاریش کمال لطف و مهربانیو بهم داره مادر گرامیه .
از اون اولین سالای مدرسه یادمه تو آمادگی تو  کلاسمون تولد گرفتم و همینجوری ادامه پیدا کرد ، یه تولده درویشانه هم در اون یه سالی که شاهرود بودیم گرفتم که سه تا مهمون بیشتر نداشت : من ، پدر گرامی و مادر گرامی!
تو الجزایرم غیر سال اول هر سال تو یه رستورانه باحال به نام لانچ که امکانات خیلی خوبی برای تولدا آماده میکرد ، برگذارش کردیم .
امسال اما من بودم و کلی بچه های گل ، که همشون بچه های خوبین و حتما از من انسان ترن که من باشون دوستم ! روز تولد یه جعبه شیرینی بردم مدرسه اما حدود یه ماه بعد دلم طاقت نداد و گواهینامه رو بهانه کردم و تو یه پنجشنبه شب جشنو براهش کردم ، این عکس همون شبه ، خاطره های خیلی خوبی داشت . به من که خیلی خوش گذشت . به بچه های تو عکس باید سه نفره دیگه رو هم اضافه کنیم که یکم زودتر رفتن :مهدی تالان ، امیرمحمد محمدی و محمد گیوه چی.
     این اسم البته یه سالش بیشتر نیست تلفیق اسم خودم و پسوندی که روی هم جشن های باستانی ایرانی (تقریبا) هست . یاسینگان به نظرم برای نامیدن رو میلادم ، زیباست .
امیدوارم اوایل سال 91 روزای بسیار خوبیرو از موفقیت خودم و دوستام تو کنکور ثبت کنیم به امیدش .... فعلا ...



نوع مطلب : سیاه قلم 

تو هم بتراش( )


www.shereno.com