تبلیغات
خرده گرافیت - هیچ وقت سعی نکن تنهایی خودم با خودم رو پر کنی

تاریخ:16 اسفند 90-12:05 ق.ظ

هیچ وقت سعی نکن تنهایی خودم با خودم رو پر کنی

     هیچ وقت از تنها بودن هراسی نداشتم ، یعنی نمیتونستم داشته باشم چون اونوقت همه ی عمرمو تو ترس میگذروندم ، ولی همیشه ازش بیزار بودم ، والبته که از چیزی بیزار باشی ولی عمرتو باش بگذرونی خیلی سخته ولی چاره ای نیست یعنی اولش فکر میکنی هست  چاره رو می گم ،ولی یکم که تو آدمایه دوروبرت خورد میشی و روزایی رو باشون می گذرونی می بینی نه ، اشتباه می کردی . بهترین آدمای دوروبرت که نه می خوان ازت استفاده کنن ، نه بخاطر مسایل فرعی می خوانت و... (که درصد بسیار کمی از آدمان) بازهم تفکراته خودشونو دارن ، دغدغه های خودشونو دارن ، به چیزی که تو ازشون انتظار داری شاید تاحالا اصلا فکر نکردن ، بعضی وقتها انتظار یه جمله ازشون داری که زیروروت کنه ، اما طرف انگار نه انگار...
     اینجاست که بعد از کلی رابطه ی بد و جندتا رابطه متوسط با آدما می فهمی پیدا کردنه اون نیمه گمشده انسان که میشنوی و می خونی و می بینی تو جامعه تو کتابها و تو  فیلم ها ، انگار به این راحتیها هم نیست ! اینجاست که باید بشینی و رابطه ات رو با دیگران برا خودت تعریف کنی ، من از طرف مقابلم چی می خوام  ؟ یه منه دیگه؟ یه کسی که همیشه منو درک کنه ؟ همیشه بامن بمونه ؟ تفکرش مثله من باشه ؟ خواسته هاش مثله من باشه ؟ یا نه  قبول می کنم که اون هم یه آدمه ، یه خوده مستقل داره ، تفکرات خودشو داره ، خواسته های نفسانی و روحانی خودشو داره ، همیشه نمی تونه درخدمته من باشه ، هرچیزی که من میخوام رو قرار نیست برآورده کنه . بلکه ما دوتا انسان با همه ی ابعاده خودمون قراره باهم دوستی کنیم ، قسمتی از نیاز های هم رو برآورده کنیم ، همدیگرو کامل تر کنیم ، روابطمونو محدود در خوشگذرانی نکنیم .
     این تعریف منه ، والان می دونم اگه دوستی دارم قرار نیست کمبود های من رو پرکنه فقط هست که باهم بنشینیم دوتا قهوه فرانسه و یه کیک با دوتا چنگال سفارش بدیم و در گوشه ی دنجه یه کافه ، گوشه ی شهر باهم درباره کمبودهامون حرف بزنیم
 و ازش بخوام هیچ وقت سعی نکنه تنهایی های من با خودمو پر کنه چون با ارزش تر از اونا چیزی رو تو دنیا ندیدم .
     این تنها انتطاریه که از یه دوست واقعی دارم ...


نوع مطلب : سیاه قلم 

تو هم بتراش( )


www.shereno.com